سه تمدن دانشنامه

استان‌ها

نقشهٔ جهان‌های تازه: دوازده استانِ کهنِ ایران در چهار سرزمین، دیوار اهورایی تا روز ۱۰، انتخاب سرزمین آغاز و دژی در دل هر استان.

جهان «استان‌ها»

جهان‌های تازهٔ سه تمدن روی نقشهٔ استان‌ها ساخته می‌شوند. نقشه به چهار سرزمین برابر بخش شده و هر سرزمین سه استان دارد: دوازده استانِ کهنِ ایران، هر کدام با زمینِ خودش و تقریباً همان‌جا که روی نقشهٔ ایران است. نقشه تصادفی نیست — طبرستان در هر جهانی جنگل است و کرمان شن‌زار سرخ، و همهٔ جهان‌های یک اندازه نقشهٔ یکسان دارند.

سه چیز این جهان‌ها را از نقشهٔ کلاسیک جدا می‌کند: دیوار اهورایی که تا روز ۱۰ سرزمین‌ها را از هم جدا نگه می‌دارد، انتخاب سرزمین در آغاز بازی، و دژ شهربانی در دل هر استان که اتحادها بر سرش می‌جنگند.

جهان‌هایی که پیش از نقشهٔ استان‌ها ساخته شده‌اند نقشهٔ کلاسیک خود را نگه می‌دارند و هیچ‌کدام از قاعده‌های این صفحه در آن‌ها نیست. برای ورود به جهان‌های استان‌ها به نسخهٔ تازهٔ بازی نیاز دارید.

نقشه

طبرستانگرگانخراسانسیستانکرمانمکراناستخرانشانالیمایینهاوندآتورپاتکانگیلانسرزمین شمال‌شرقسرزمین شمال‌غربسرزمین جنوب‌شرقسرزمین جنوب‌غرب
نقشهٔ ۱۰۱×۱۰۱؛ در جهان‌های ۱۴۱×۱۴۱ همین شکل‌ها بزرگ‌تر کشیده می‌شوند. خط‌چین، دیوار اهورایی است و مربع‌های طلایی، دژهای شهربان؛ مربع خاکستری میانه، کوه اسپروز.

دوازده استان

هر استان سرزمین خودش را دارد و در دلش یک دژ شهربان ایستاده است. زمینِ هر استان فقط نمای نقشه را می‌سازد و در تولید یا نبرد اثری ندارد.

استانسرزمینزمیندژ
طبرستانشمال‌شرقجنگل انبوه هیرکانی؛ پرپشت‌ترین درختزار نقشهشهربان طبرستان
گرگانشمال‌شرقاستپ زرین؛ علفزار باز با بوته‌های خشکشهربان گرگان
خراسانشمال‌شرقدشت زعفران؛ باز و کوتاه، با سروی این‌جا و آن‌جاشهربان خراسان
سیستانجنوب‌شرقکویر نمک؛ تقریباً هیچ‌چیز بر آن نمی‌رویدشهربان سیستان
کرمانجنوب‌شرقشن‌زار سرخ؛ نخل در آبادی‌ها و بوته‌های خشک میانشانشهربان کرمان
مکرانجنوب‌شرقسرزمین آتشفشانی؛ سنگ سیاه و بی‌جانشهربان مکران
استخرجنوب‌غربباغ‌های گل سرخ؛ خیابان سرو، پرچین و حوضشهربان استخر
انشانجنوب‌غربکوهستان سنگلاخ؛ تخته‌سنگ و بوته‌های سرسختشهربان انشان
الیماییجنوب‌غرببلوط‌زار پاییزی زاگرسشهربان الیمایی
نهاوندشمال‌غربمرغزار بهاریشهربان نهاوند
آتورپاتکانشمال‌غرببرف‌زارشهربان آتورپاتکان
گیلانشمال‌غربمرداب؛ نیزار، آبگیر و درختانِ پاخیسشهربان گیلان

چهار سرزمین

مرزِ سرزمین‌ها خطوط راستِ میانهٔ نقشه است — از مرکز تا میانهٔ هر لبه — و هیچ استانی از سرزمین خود بیرون نمی‌زند. هر سرزمین دقیقاً یک‌چهارم نقشه است و هر استان دقیقاً یک‌سوم سرزمین خود.

مرزِ استان‌ها درون هر سرزمین پیچ‌وتاب دارد، اما هر استان از مرکز نقشه تا لبهٔ آن کشیده شده است. برای همین هیچ استانی از مرکز دورتر از دیگری نیست: در هر فاصله‌ای از مرکز، سهم هر استان از زمین برابر است.

دیوار اهورایی

دیوار اهورایی

از آغاز جهان تا آغاز روز ۱۰، دیواری از نور بر مرز چهار سرزمین و گرداگرد مرکز نقشه کشیده است و هیچ لشکری از آن نمی‌گذرد:

با آغاز روز ۱۰ دیوار خودبه‌خود فرو می‌ریزد و به همه اعلام می‌شود؛ ویرانه‌اش روی نقشه می‌ماند و از آن پس همه‌چیز مانند هر جهان دیگری کار می‌کند.

آتش‌بس آغازین در این جهان‌ها بلندتر است: ساخت پرسپولیس و آموزش منجنیق تا آغاز روز ۱۵ ممکن نیست — ۵ روز پس از افتادن دیوار.

روزهای جهان از لحظهٔ آغاز همان جهان شمرده می‌شوند: روز ۱ نخستین ۲۴ ساعت است. زمانِ باقی‌مانده تا افتادن دیوار در «تقویم جهان» و روی دکمه‌های بسته در برگه‌های نقشه پیداست.

سرزمین آغاز

در جهان استان‌ها جای نخستین آبادی را با انتخاب یکی از چهار سرزمین تعیین می‌کنید؛ صفحهٔ انتخاب، شمار آبادی‌های هر سرزمین را نشان می‌دهد. خانهٔ دقیق را خودِ بازی برمی‌گزیند: خانه‌ای خالی، دستِ‌کم یک خانه دور از دیگر بازیکنان و با فاصلهٔ یکنواخت از بازیکنانِ همان سرزمین.

این انتخاب تا افتادن دیوار، همسایه‌ها، هم‌پیمانانِ در دسترس و بازارتان را تعیین می‌کند. سرزمین آغاز را بعداً تنها با شروع دوباره می‌توانید عوض کنید — یک بار، در ۳ روز نخست.

اردوگاه‌های وحشی

اردوگاه‌های وحشی سرزمین به سرزمین پخش می‌شوند و هر سرزمین از هر سطحِ سختی دقیقاً به یک اندازه اردوگاه دارد؛ هیچ سرزمینی شکارگاهِ بهتری ندارد. شمار هر سطح در هر سرزمین:

سطحنقشهٔ ۱۴۱×۱۴۱نقشهٔ ۱۰۱×۱۰۱
روستا۱۲۸۶۶
اردوگاه۶۴۳۳
دژ۳۲۱۶
قلعهٔ مغول۱۶۸

مرکز نقشه

سه در سه خانهٔ میانی نقشه — کوه اسپروز — از آنِ هیچ استانی نیست: نه آبادی در آن ساخته می‌شود و نه اردوگاهی. دیو سپید از آن‌جا برمی‌خیزد، و دیوار اهورایی تا روز ۱۰ گرداگرد آن هم کشیده است.

دژهای شهربان

در دل هر استان دژی به نام شهربانِ همان استان ایستاده است که در آغاز جهان در دست مغول‌هاست. اتحادها این دژها را می‌گیرند تا عضو بیشتری بپذیرند و پرسپولیس بسازند — همهٔ قاعده‌ها در دژهای شهربان.