سه تمدن دانشنامه

گندم و قحطی

سپاه بزرگ‌تر از تولید گندم بسازید — اما اگر سیلو خالی شود، هر ۱۰ دقیقه بخشی از آن از گرسنگی می‌میرد. نرخ تلفات، ترتیب مرگ و راه گریز.

گندم می‌تواند منفی شود

جمعیت آبادی و سپاهتان گندم می‌خورند. تا وقتی مزرعه‌های گندم بیش از این خوراک می‌رویانند، مازاد به سیلو می‌رود. اما شما می‌توانید سپاهی بزرگ‌تر از تولیدتان بسازید — بازی جلویتان را نمی‌گیرد. در آن حال تولید گندم منفی می‌شود و ذخیرهٔ سیلو کم‌کم آب می‌رود.

منفی‌بودنِ تولید به‌خودی‌خود خطرناک نیست. خطر وقتی آغاز می‌شود که ذخیره تمام شود.

دو شرط، و هر دو لازم است: تولید گندم منفی باشد و سیلو به صفر رسیده باشد. اگر ۲۰۰٬۰۰۰ گندم در سیلو دارید و ساعتی ۵٬۰۰۰ کم می‌آورید، هیچ سربازی نمی‌میرد — دارید از پس‌اندازتان خرج می‌کنید، که کار درستی هم هست: در جنگ یا هنگام یک حملهٔ بزرگ، همین ذخیره است که کار را راه می‌اندازد.

نرخ تلفات

هرچه کسری گندم عمیق‌تر باشد، تلفات بیشتر است. «کسری» را نسبت به تولید ناخالص آبادی می‌سنجیم: اگر مزرعه‌هایتان ساعتی ۱۰٬۰۰۰ گندم می‌دهند و خوراک جمعیت و سپاه ۱۵٬۰۰۰ است، کسری شما ۵۰٪ است.

۰٪۵٪۱۰٪۱۵٪۲۰٪۰٪۰٫۸٪۱٫۷٪۲٫۵٪۳٫۳٪۱٪۱۰٪۱۰۰٪۵۰۰٪۱۰۰۰٪۱٪۵٪۲۰٪در ساعتدر ۱۰ دقیقهکسری گندم، درصدی از تولید ناخالص
یک منحنی، دو خوانش. عددهای سمت راست نرخ هر ساعت است و عددهای سمت چپ همان نرخ برای هر ۱۰ دقیقه — یک‌ششمِ آن، چون تلفات هر ۱۰ دقیقه گرفته می‌شود. پرشِ عمودی روی کسری ۱۰٪ عمدی است: درست پیش از آن ۰٫۵٪ و روی آن ۱٪.

و آنچه در هر ساعت از دست می‌رود، درصدی از خوراک گندمِ سپاه آن آبادی است — نه درصدی از شمار سربازها. این تفاوت مهمی است و پایین‌تر توضیح داده شده.

کسری گندمدر هر ساعتدر هر ۱۰ دقیقه
۱٪۰٫۵٪۰٫۱٪
۵٪۰٫۵٪۰٫۱٪
۹٫۹٪۰٫۵٪۰٫۱٪
۱۰٪۱٪۰٫۲٪
۲۰٪۱٫۶٪۰٫۳٪
۳۵٪۲٫۴٪۰٫۴٪
۵۰٪۳٫۱٪۰٫۵٪
۷۵٪۴٫۱٪۰٫۷٪
۱۰۰٪۵٪۰٫۸٪
۱۵۰٪۷٫۱٪۱٫۲٪
۲۵۰٪۱۱٪۱٫۸٪
۴۰۰٪۱۶٫۵٪۲٫۸٪
۵۰۰٪۲۰٪۳٫۳٪
۸۰۰٪۲۰٪۳٫۳٪
تا کسری ۱۰٪ نرخ ثابت ۰٫۵٪ است؛ درست روی ۱۰٪ به ۱٪ می‌پرد و از آنجا بالا می‌رود تا ۲۰٪ در کسری ۵۰۰٪. از آن پس هرچه اوضاع بدتر شود، نرخ همان ۲۰٪ می‌ماند — بیش از این بدتر نمی‌شود.

خوراک می‌میرد، نه سرباز

نرخِ بالا روی مجموع خوراک گندمِ سپاه آن آبادی اعمال می‌شود، و بعد آن‌قدر سرباز می‌میرد تا آن اندازه خوراک آزاد شود. پس شمار کشته‌ها به این بستگی دارد که سپاهتان از چه ساخته شده است.

یک نمونه: سه آبادی با کسری یکسانِ ۱۰۰٪، هر سه ساعتی ۱٬۲۸۴ گندم خوراک از دست می‌دهند —

سپاه آبادیخوراک هر یگانکشته در ساعت
۲۵٬۶۸۰ سرباز کارا۱۱٬۲۸۴
۸٬۵۶۰ شهسوار پارس۳۴۲۸
۴٬۲۸۰ منجنیق۶۲۱۴
یگان‌های گران‌خوراک از قحطی در امان نیستند؛ فقط همان زیان را با پیکرهای کمتر و گران‌تر می‌پردازند. جدول خوراک هر یگان در صفحهٔ نیروها است.

چه کسی زودتر می‌میرد

ترتیب سه‌گانه است و همیشه از دورترین نیرو به خانه آغاز می‌شود:

  1. نیروهایی که به آبادی دیگران کمک فرستاده‌اید — خوراکشان با شماست، پس گرسنگی هم اول به آن‌ها می‌رسد.
  2. پادگانِ خودِ آبادی.
  3. نیروهای در راه — چه در حملهٔ رفت، چه در بازگشت.

اگر چند دستهٔ کمکی در جاهای مختلف دارید، دسته‌ای که خوراک بیشتری می‌خورد زودتر کم می‌شود؛ وقتی خوراکشان برابر شد، از این پس نوبتی و یکی‌یکی از هر دسته کم می‌شود.

و درون هر دسته، پرشمارترین یگان زودتر تلف می‌شود — نه گران‌ترین. یعنی از انبوهِ پیاده‌نظام کم می‌شود و یگان‌های کم‌شمار و ویژه تا آخر می‌مانند، پس شکل سپاهتان به‌هم نمی‌ریزد.

نیروهایی که دیگران به آبادی شما کمک فرستاده‌اند از قحطیِ شما نمی‌میرند؛ خوراک آن‌ها با صاحبشان است.

هر ۱۰ دقیقه، و گزارشِ هر ساعت

تا وقتی هر دو شرط برقرار است، هر ۱۰ دقیقه بخشی از سپاه تلف می‌شود و هر بار یک‌ششمِ نرخ ساعتی حساب می‌شود. نکته اینجاست که پیش از هر بار، کسری دوباره اندازه‌گیری می‌شود: چون سربازانی مرده‌اند خوراک کمتر شده و کسری کوچک‌تر است، پس هر نوبت کمی سبک‌تر از نوبت پیش است.

مشاور اما هر ۱۰ دقیقه پیام نمی‌دهد؛ هر ساعت یک بار می‌نویسد و می‌گوید در آن ساعت چه چیزی و چه اندازه از دست رفته است.

همهٔ این‌ها بی‌توجه به آنکه شما در بازی باشید یا نه پیش می‌رود.

نخستین تلفات ۱۰ دقیقه پس از خالی‌شدن سیلو است، نه همان لحظه.

چطور جلویش را بگیریم

هر دو شرط را می‌شود شکست، و شکستنِ هرکدام کافی است:

قحطی خودش هم خود را درمان می‌کند: هر تلفات خوراک را کم می‌کند، پس کسری کوچک‌تر می‌شود و سرانجام به صفر می‌رسد و تلفات از خودش می‌ایستد. اما بهایش را با سپاهتان پرداخته‌اید.

مشاور همان لحظه‌ای که تولید گندمتان منفی شود به شما خبر می‌دهد — یعنی معمولاً ساعت‌ها پیش از آنکه سیلو خالی شود و کسی بمیرد. آن پیام را جدی بگیرید.

چه کسانی هرگز از گرسنگی نمی‌میرند

کسی که از گرسنگی می‌میرد به بیمارستان نمی‌رود. بیمارستان زخمِ نبرد را درمان می‌کند؛ گرسنگی زخم نیست. هیچ امتیازی هم جابه‌جا نمی‌شود: کسی این نیروها را نکشته، پس نه امتیاز مهاجم تغییر می‌کند نه مدافع.